دوستای بنیتا که روز واکسن تنهاش نذاشتن
با يهرهفته تاخير امروز واكسن دوماهگي بنيتاي عزيز رو زديم،خداروشكر اون غولي كه تو ذهنم از واكسن بود همه خيال و وهم بود،دخترم خيلي تا الان اذيت نشده،قطره استامينوفن با طعم توت فرنگي باباجون براش خريده و همچين ملچ ملوچ ميكنه انگار داره آيس پك ميخوره،اون كيسه اب گرم و سرد هست كه دردشو تسكين داد،اون اسباب بازي ها هم موقعي كه يكم بيتاب ميشد ارومش ميكردن

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دوستای بنیتا که روز واکسن تنهاش نذاشتن 

مامانی سارا و بابا جون رضا